معنی نخورده
6 بازدید
[ نَ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) خورده ناشده. ناخورده. || که نخورده است. که مزهٔ چیزی را نچشیده است. || مجازاً، غیرمتنعم. - امثال: از نخورده بگیر بده به خورده، نظیر: از ندار بگیر بده به دارا.
کلمات همقافیه با «نخورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر