معنی نخورش
6 بازدید
[ نَ خْ وَ رِ ] (ع ص) جروٌ نخورش؛ سگ بچهٔ به حرکت آمده. (منتهی الارب). توله سگ به حرکت آمده. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || کلب نخورش؛ سگ بسیارخارش، یا آن خبیث مقاتل است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سگ جنگجو. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نخورش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر