معنی نخور
25 بازدید
[ نَ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) نخورنده. || ممسک. که مال خود از گلویش پائین نمیرود.[ نَ ] (ع ص) ناقه که تا انگشت در بینی او نکنند شیر ندهد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). آن [ از شتران ] که شیر نگذارد تا انگشت در بینی او نکنند. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «نخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر