معنی نجیر
4 بازدید
[ نَ ] (اِ) بمعنی نجم است که گزمازج باشد. جراحتهای تازه را نافع است. (برهان قاطع) (آنندراج). گزمازج. بار درخت گز. (آنندراج) گزمازج. بار درخت گز. (ناظم الاطباء). نجم. نجیل. ثیل. اغرسطس. (یادداشت مؤلف). رجوع به نجیل شود. || آهار و سریشی که جولاهگان و کفش دوزان و صحافان به کار می برند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نجیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر