معنی نجید
5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شیر را گویند به سبب شجاعت و جرأتش. (از اقرب الموارد). || (ص) دلیر درگذرنده در امور معضل. (منتهی الارب). شجاعی که در کارهائی داخل شود که دیگران عاجزند. (از اقرب الموارد). || وقاد. شجاع. نجد. صاحب نجدت. صاحب اقدام. ج، انجاد. (یادداشت مؤلف). || اندوه مند. رنجدیده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مکروب. مغموم. (اقرب الموارد). ج، نُجُد، نجداء.
کلمات همقافیه با «نجید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر