معنی نتوح
6 بازدید
[ نُ ] (ع مص) بیرون آمدن خوی از پوست. (منتهی الارب). تراویدن عرق از بدن. (تاج المصادر). نتح. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). رجوع به نتح شود. || (اِ) شلم درختان. (منتهی الارب) (آنندراج). صمغ های درختان. (از المنجد) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نتوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر