معنی نتوج
6 بازدید
[ نَ ] (ع ص) اسب مادهٔ به هنگام زاییدن رسیده. (منتهی الارب) (آنندراج). مادیانی که هنگام زاییدن آن رسیده باشد، و نیز هر مادهٔ سم داری که وقت زاییدن آن رسیده باشد. (ناظم الاطباء). آبستن از دواب. (از اقرب الموارد). نتیج. منتج. (معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نتوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر