معنی نبقة
6 بازدید
[ نَ قَ ] (ع اِ) واحد نبق است. (از اقرب الموارد). یک عدد کُنار. (ناظم الاطباء). || میوهٔ کنار. میوهٔ سدر. لوکچه. (یادداشت مؤلف). رجوع به نبق شود. عناب بری. عناب وحشی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نبقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر