معنی ناگهی
6 بازدید
[ گَ ] (ق مرکب) ناگاه. ناگهان. ناگه. دفعةً: برآمد ز من ناله ای ناگهی کز اندیشه پر گشتم از خود تهی.نظامی. ناگهی بادی برآمد مشکبار از پیش و از پس برقع صورت ز پیش روی جانان برگرفت. عطار. ناگهی باد صبا آید و این رونق و آب که تو می بینی از این گلبن خوشبو برود. سعدی.
کلمات همقافیه با «ناگهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر