معنی ناپدیدار شدن
6 بازدید
[ پَ شُ دَ ] (مص مرکب) غیب شدن. غایب شدن. گم شدن. نامرئی شدن : در آن بیابان بی پایان ناپدیدار شد. (سندبادنامه ص ۱۴۴). و ز آنجا چون پری شد ناپدیدار رسیدند آن پریرویان پری وار.نظامی. دگر ره ز شه ناپدیدار شد.نظامی.
کلمات همقافیه با «ناپدیدار شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر