معنی ناپاکمرد
5 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) طالح. بدکردار. مقابل پاکمرد به معنی صالح : خروشید گرسیوز آنگه به درد که ای خویش نشناس ناپاکمرد.فردوسی. فرستاده را گفت رو باز گرد بگویش که ای خیره ناپاکمرد.فردوسی. از آن روزبانان ناپاکمرد تنی چند روزی بدو باز خورد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ناپاکمرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر