معنی نام و نان
9 بازدید
[ مُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) جاه و مال. مکنت و ثروت : ای من ز دولت تو شده مردم وز جاه تو رسیده به نام و نان.فرخی. همه جهان ز پی نام و نان دوند همی ز خدمت تو همی نام حاصل آمد و نان. فرخی. نام و نان است مراد همه خلق از همه شغل. ازرقی. بحرکفا از کرم در همه عالم توئی کاهل هنر را ز تست قاعدهٔ نام و نان. خاقانی. آسمان گرید بر آنان کز درش برگشته اند پیش غیری جان به طمع نام و نان افشانده اند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «نام و نان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر