معنی نام و کام
6 بازدید
[ مُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) نامداری و کامروائی : ز گیتی بر او نام و کام اندکی است ورا مرگ با زندگانی یکی است.فردوسی. ز قیصر پدر مادر شیرنام که پاینده باد ابر او نام و کام.فردوسی. کجا آنکه بر کوه بودش کنام بریده ز آرام و از کام و نام.فردوسی. هر ساعتی بشارت دادی مرا خرد کاین حله مر ترا برساند به نام و کام.فرخی.
کلمات همقافیه با «نام و کام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر