معنی نامبرداری
6 بازدید
[ بُ ] (حامص مرکب) شهرت. معروفیت. مشهور و نامور بودن. ناموری. سرشناسی. صفت نامبردار. رجوع به نامبردار شود.
کلمات همقافیه با «نامبرداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر