معنی ناقضعهد
5 بازدید
[ قِ عَ ] (ص مرکب) شکنندهٔ پیمان. پیمان گسل. عهدشکن. پیمان شکن. عهدگسل. میثاق شکن : لایق و موافق نمی نماید به ترهات ناقص عقلی و مموهات ناقض عهدی بر چنین سیاستی هایل... اقدام نمودن. (سندبادنامه ص ۸۵).
کلمات همقافیه با «ناقضعهد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هد» برای سرودن شعر