معنی ناقض
6 بازدید
[ قِ ] (ع ص) شکننده. (آنندراج). آنکه به زور و قوت میشکند. || آنکه می شکند عهد و پیمان را. (ناظم الاطباء). || بازکنندهٔ تاب رسن و جز آن. (آنندراج). آنکه بازمی کند تاب ریسمان و جز آن را. (ناظم الاطباء). اسم فاعل است از نقض. رجوع به نقض شود.
کلمات همقافیه با «ناقض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قض» برای سرودن شعر