معنی نافض
5 بازدید
[ فِ ] (ع ص، اِ) تب لرزه. (آنندراج) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رعدةالحمی. (معجم متن اللغة). تب سرد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). تب لرزه، مذکر آید و یقال: اخذته حمی بنافض و حمی نافض بالاضافه و الوصف. (منتهی الارب) (از معجم متن اللغة) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نافض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فض» برای سرودن شعر