معنی ناضح
6 بازدید
[ ضِ ] (ع ص، اِ) باران. مطر. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (المنجد). || شتر آبکش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). شتر یا گاو یا خری که بر آن آب کشند. (معجم متن اللغة). استر آبکش. (مهذب الاسماء). اشتر آبکش. (اقرب الموارد). شتر، و اگرچه آبکش نباشد. (معجم متن اللغة). || آنکه با شتر آب می کشد. || آنکه فرومی نشاند تشنگی را. (ناظم الاطباء). || آنکه آب می پاشد. و آنکه به سیری آب می پاشد. (ناظم الاطباء). رجوع به نضح شود.
کلمات همقافیه با «ناضح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضح» برای سرودن شعر