معنی ناضج
5 بازدید
[ ضِ ] (ع ص) گوشت پخته و میوهٔ رسیده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آنچه که رسیده و پخته است و خوردنش مطبوع باشد. (از اقرب الموارد). نضیج. (المنجد). رسیده، مقابل کال به معنی ناپخته و نارس.
کلمات همقافیه با «ناضج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضج» برای سرودن شعر