معنی ناض
7 بازدید
[ ناض ض ] (ع ص) درم و دینار نقدشده، یا آن درم و دینار است که عین گردد بعد از آنکه متاع باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). کل ما تحول ورقا او عیناً. (معجم متن اللغة). درهم و دینار است نزد اهل حجاز هنگامی که به عین تحول یابد بعد از آنکه متاع بوده است. (از اقرب الموارد). درهم و دینار. (فرهنگ نظام) (المنجد). مال نقد چون زر و سیم. (مهذب الاسماء). || صامت. (معجم متن اللغة) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). الناض من المال؛ صامته من الورق او العین. (اقرب الموارد). صامت از اموال، مقابل ناطق. || آنچه که میسر شود از چیزی. ماتیسر من شی ء. (معجم متن اللغة). || امر ناض؛ کار ممکن. (منتهی الارب) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (آنندراج). چیز ممکن. (فرهنگ نظام). || آب منبع دار. (فرهنگ نظام). ماء ناض؛ آب که آن را مدتی و بقائی باشد. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (المنجد).
کلمات همقافیه با «ناض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر