معنی ناصور
5 بازدید
(ع اِ) علتی که در بدن در حوالی مقعد و غیر آن پدید آید. (از معجم متن اللغة). || ریش روان. ناسور. || هر قرحه ای که مزمن شده باشد در بدن. (از معجم اللغة). ریش کهنه. (ناظم الاطباء). ناسور. (فرهنگ نظام) (از معجم متن اللغة) (دهار) (از المنجد). ج، نواصیر. رجوع به ناسور شود.
کلمات همقافیه با «ناصور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر