معنی ناصیة

معنی ناصیة

6 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) موی پیشانی. (غیاث اللغات) (ترجمان علامه جرجانی) (مهذب الاسماء) (معجم متن اللغة) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). موی بلند حصهٔ مقدم سر. (فرهنگ نظام). ناصاة. (مهذب الاسماء). قصاص الشعر فی مقدم الرأس . (معجم متن اللغة). موی پیش سر که بشک نیز گویند. (ناظم الاطباء). قصاص شعر از پیش روی. طرهٔ جبین. موی جلو سر: ناصیهٔ حورعین پرچم شبرنگ تست شهپر روح الامین پر سهام تو باد.خاقانی. ج، نواصی. || پیشانی. (فرهنگ نظام). پیشانی. چکاک. (ناظم الاطباء). در کتب فارسی به معنی پیشانی مستعمل است. (غیاث اللغات). مقدم الرأس. (المنجد). فارسیان به معنی پیشانی استعمال نمایند و این مجازست. (آنندراج). || روی. چهره. سیما. (ناظم الاطباء): ایام خط فتنه به فرق جهان کشید لن تفلحوا به ناصیهٔ او نشان کشید.خاقانی. متأثر و متفکر شد و اثر غضب در ناصیهٔ مبارک او ظاهر گشت. (سندبادنامه ص ۷۶). هم از عهد خردی آثار بزرگی در ناصیهٔ او هویدا. (گلستان سعدی). || اذل اللََّه ناصیته؛ ای عزه و شرفه. (معجم متن اللغة). اذل فلان ناصیة فلان؛ اهانه و حط من شرفه و قدره. (المنجد). || وضع. حالت. (ناظم الاطباء). || (ص) ابل ناصیة؛ شتران بلندبرآمده در چراگاه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ارتفعت فی المرعی. (معجم متن اللغة).

کلمات هم‌قافیه با «ناصیة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید