معنی ناصل
6 بازدید
[ صِ ] (ع ص) اسم فاعل از نصل. (اقرب الموارد). رجوع به نصل شود. || لحیة ناصل؛ ریش از خضاب بیرون آمده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خارجة من الخضاب. (اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «ناصل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صل» برای سرودن شعر