معنی ناصر هندوستانی
6 بازدید
[ صِ رِ هِ ] (اِخ) محمدناصرخان بن محمدقاسم خان از شاعران پارسی گوی هندوستان است و به روایت مؤلف صبح گلشن «بر نظم قصهٔ لیلی و مجنون به طرز لطافت مشحون ظفر یافت». از اشعار اوست: هر سر که ز عشق باخبر نیست هان بر سر سنگ زن که سر نیست هر سر که ز سر عشق خالیست آماجگه شکسته حالیست هر سر که به عشق گرم خون نیست شایستهٔ درگه جنون نیست عشق است که بر فلک رساند عشق است که با ملک نشاند. (از صبح گلشن ص ۴۹۵).
کلمات همقافیه با «ناصر هندوستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر