معنی ناصرآباد

معنی ناصرآباد

3 بازدید
[ صِ ] (اِخ) دهی است از دهستان پنجکرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر واقع در ۵۰هزارگزی جنوب نوشهر. منطقه ای کوهستانی و سردسیر است و ۲۰۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و محصولش غلات و ارزن و مختصری حبوبات و شغل مردمش زراعت و صنعت دستی اهالی چادرشب بافی و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳ ص ۲۹۹).
[ صِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان، در ۴۲هزارگزی مغرب زنجان و ۶هزارگزی راه عمومی ماه نشان در منطقه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و ۸۳ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات است و محصولش برنج و غلات و پنبه و سیب زمینی، مردمش به زراعت اشتغال دارند. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲ ص ۳۰۱).
[ صِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش شاهین دژ شهرستان مراغه در ۱۶هزارگزی جنوب شرقی شاهین دژ و ۱۱هزارگزی راه ارابه رو شاهین دژ به تکاب، در منطقه ای کوهستانی واقع است و هوایش معتدل و سالم است و ۷۴ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و محصولش غلات و حبوبات و کرچک است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند و صنعت دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴ ص ۵۲۳).
[ صِ ] (اِخ) از دهات دهستان خدابنده لو واقع در بخش قروهٔ شهرستان سنندج است و در ۲۶هزارگزی شمال شرقی گل تپه و ۷هزارگزی مشرق طراقیه در دامنهٔ سردسیری قرار دارد. سکنه آنجا ۱۵۰ نفر است. آبش از چشمه و قنات. محصولش غلات و انگور و حبوبات و صیفی و لبنیات، شغل مردمش زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد، در تابستان از راه طراقیه و قراگل می توان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵ ص ۴۵۰).
[ صِ ] (اِخ) از دهات دهستان ییلاق بخش قروهٔ شهرستان سنندج است و در نزدیکی آرزند، در منطقه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و ۱۱۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ طهماسبقلی تأمین می شود، محصولش غلات و لبنیات و شغل مردمش زراعت و صنایع دستی اهالی بافتن قالیچه و گلیم است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵ ص ۴۲۰).
[ صِ ] (اِخ) دهی است از دهستان گل تپه فیض اللََّه بیگی بخش مرکزی شهرستان سقز در ۱۵هزارگزی مشرق سقز و ۳هزارگزی شمال جادهٔ شوسهٔ سقز به سنندج در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۱۵۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات و محصولش لبنیات و غلات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵ ص ۴۵۰).
[ صِ ] (اِخ) از دهات دهستان چم خلف عیسی بخش هندیجان شهرستان خرمشهر است، در ۱۶هزارگزی شمال هندیجان بر کنارهٔ جادهٔ ماشین رو هندیجان به خلف آباد در دشت گرمسیر مالاریاخیزی واقع است و ۲۸۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ زهره تأمین می شود، محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است. در تابستان راه ماشین رو دارد. ساکنین این ده از طایفهٔ قنواتی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶ ص ۳۵۲).
[ صِ ] (اِخ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. در ۱۰هزارگزی جنوب غربی بنجار و ۳هزارگزی جادهٔ شوسهٔ زاهدان به زابل در جلگه گرمسیر معتدلی واقع است و ۳۴۲ تن سکنه دارد، فارسی را به لهجهٔ بلوچی تکلم می کنند. آبش از رودخانهٔ هیرمند، محصولش غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و بافتن گلیم و کرباس است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۷).
[ صِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان خان میرزا بخش اردکان شهرستان شهرکرد. در ۱۳هزارگزی مشرق اردکان و یک هزارگزی راه عمومی اردکان به پل کوه واقع است، ۲۲ تن سکنه دارد و فارسی را به لهجهٔ لری تکلم می کنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰ ص ۱۹۴).
[ صِ ] (اِخ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل، در ۲۵هزارگزی شمال سکوهه و ۷هزارگزی جادهٔ شوسهٔ زابل به زاهدان، در جلگه گرم معتدلی واقع است و ۴۵۰ تن سکنه دارد و فارسی را به لهجه بلوچی تکلم می کنند. آبش از رودخانهٔ هیرمند است و محصولش غلات و لبنیات، شغل مردمش زراعت و گله داری و صنعت دستی ایشان گلیم بافی و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۷).
[ صِ ] (اِخ) از دهات دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین است. در ۶هزارگزی مغرب قزوین و ۳هزارگزی جادهٔ شوسه در جلگهٔ معتدل هوائی قرار دارد. سکنهٔ آن ۴۱۹ نفر است. محصولش غلات و بنشن و بادام، شغل اهالی زراعت و بافتن جاجیم و جوراب است. آبش از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱ ص ۲۲۰).
[ صِ ] (اِخ) از دهات دهستان حومهٔ بخش خاش شهرستان زاهدان است در هزارگزی شمال خاش و یک هزارگزی جادهٔ شوسهٔ خاش به زاهدان واقع است، جلگه و گرمسیر است و ۱۰۰ تن سکنه دارد، که از طایفهٔ ریگی هستند و بلوچی تکلم می کنند. آبش از قنات است و محصولش غلات و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۷).
[ صِ ] (اِخ) از دهات دهستان احمدی بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس و در ۱۱۲هزارگزی مغرب حاجی آباد و ۴هزارگزی مغرب راه مالرو میناب به فارغان در ناحیهٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و ۹۷ تن سکنه دارد. آبش از قنات و محصولش خرما و غلات و شغل مردمش زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۷).
[ صِ ] (اِخ) دهی است از دهستان لواسان کوچک بخش افجهٔ شهرستان تهران، در ۶هزارگزی شمال غربی گلندوک و ۶هزارگزی راه شوسه در منطقهٔ سردسیری واقع است و ۴۰۴ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ تنگه است، محصولش غلات و بنشن و بادام و گردو و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱ ص ۲۲۰).
[ صِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان و بخش خشت شهرستان کازرون در ۶هزارگزی شمال کنارتخته بر دامنهٔ تل قوچان واقع است و ۲۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷ ص ۲۳۲).
[ صِ ] (اِخ) از دهات دهستان حومهٔ بخش کازرون شهرستان کازرون است و در ۹هزارگزی شمال شرقی کازرون و در مغرب کوه مست در جلگهٔ مالاریاخیز گرمسیری واقع است. ۱۵۲ تن سکنه دارد. آبش از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷ ص ۲۳۲).
[ صِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قنقری علیا واقع در بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده. این ده با ۳۱۷ تن سکنه در ۶۱هزارگزی شمال غربی سوریان و یک هزارگزی جادهٔ شوسهٔ شیراز به اصفهان در جلگهٔ معتدل هوائی قرار دارد. آبش از قنات و محصولش غلات و حبوبات و انواع میوه هاست. اهالی آنجا به زراعت و قالی بافی مشغولند. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷ ص ۲۳۲).
[ صِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهارفرسخ بخش شهداد شهرستان کرمان در ۱۱هزارگزی مغرب شهداد و ۳هزارگزی جنوب راه مالرو شهداد به راور، در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۸۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات است و محصولش غلات و خرما و حنا. مردمش به زراعت مشغولند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۷).
[ صِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ابتر بخش حومهٔ شهرستان ایرانشهر در ۱۸هزارگزی شمال شرقی ایرانشهر و ۴هزارگزی مشرق جادهٔ شوسهٔ ایرانشهر به خاش، در جلگهٔ گرمسیر مالاریاخیزی واقع است و ۴۰ تن سکنه دارد که فارسی را به لهجهٔ بلوچی تکلم می کنند. آبش از قنات، محصولش غلات و خرما و شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۷).
[ صِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان منوجان بخش کهنوج شهرستان جیرفت در ۱۴۰هزارگزی جنوب کهنوج بر سر راه فرعی کهنوج به میناب واقع است و ۴۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۷).
[ صِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سعیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان. در ۱۲هزارگزی مغرب سعیدآباد بر سر راه مالرو زیدآباد به کریم آباد واقع است و ۲۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۷).
[ صِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان صوغان بخش بافت شهرستان سیرجان. در ۱۹۵هزارگزی جنوب شرقی بافت و ۳هزارگزی شمال راه فرعی کهنوج به دولت آباد واقع است و ۱۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۷).
[ صِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان جوشان بخش شهداد شهرستان کرمان. در ۶۷هزارگزی جنوب غربی شهداد بر سر راه مالرو سیرچ به گوک واقع است و ۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۰۷).

کلمات هم‌قافیه با «ناصرآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید