معنی ناصریه
6 بازدید
[ صِ ری یَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان در ۷۵هزارگزی شمال کرمان و ۴هزارگزی شمال راه فرعی چترود به زرند واقع است و ۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیای ایران ج ۸).[ صِ ری یَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کرج. در ۸هزارگزی جنوب شرقی کرج بر سر راه کرج به تهران در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۲۵ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ کرج تأمین می شود، محصولش غلات و چغندرقند و بنشن و میوه های سردرختی و صیفی است. شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیای ایران ج ۱ ص ۲۲۱).[ صِ ری یَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش خاش شهرستان زاهدان، در ۲هزارگزی جنوب خاش و بر کنار جادهٔ شوسهٔ خاش به سراوان، در جلگهٔ گرمسیری واقع است. یک صد تن سکنه دارد و فارسی را به لهجهٔ بلوچی تکلم می کنند آبش از قنات و محصولش غلات و لبنیات و پنبه و شغل مردمش زراعت و گله داری است. راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ صِ ری یَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان. در ۱۴هزارگزی جنوب شرقی رفسنجان بر کنار جادهٔ شوسهٔ رفسنجان به کرمان واقع است و ۳۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیای ایران ج ۸).[ صِ ری یَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان کشیت بخش شهداد شهرستان کرمان. در ۱۰۰هزارگزی جنوب شهداد بر سر راه مالرو کشیت به گوک واقع است و ۱۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیای ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «ناصریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر