معنی ناصریة

معنی ناصریة

4 بازدید
[ صِ ری یَ ] (ص نسبی، اِ) دراهمی است که ملک صلاح الدین به ضرب رسانید و نصف آن را نقرهٔ خالص و نصف را مس مساوی یکدیگر داد و این دراهم جدید ناصریه در مصر و شام شایع شد. (از رسالهٔ نقود و اوزان مقریزی).
[ صِ ری یَ ] (اِخ) پیروان ناصرخسرو قبادیانی شاعر معروف و اسماعیلی مذهب بدین نام منسوبند. مؤلف بیان الادیان آرد: «الناصریة: اصحاب ناصرخسرو، و او ملعونی عظیم بوده است، و بسیار کس از اهل طبرستان از راه برفته اند و آن مذهب بگرفته. (از بیان الادیان ص ۳۹). و نیز رجوع به خاندان نوبختی ص ۲۶۹ شود.
[ صِ ری یَ ] (اِخ) شهری است در عراق در سفلای رود فرات. (از اعلام المنجد).
[ صِ ری یَ ] (اِخ) دهی است در افریقیه. (منتهی الارب). از قرای سفاقس افریقاست. (معجم البلدان). || اسم چند موضع است و مشهورترین آنها بلدی است در مصر بین قاهره و دمیاط. (از معجم متن اللغة).

کلمات هم‌قافیه با «ناصریة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید