معنی ناصافی
7 بازدید
(حامص مرکب) ناصاف بودن. مصفا نبودن. زلال نبودن. || پاک و تمیز نبودن. چرکینی. آلودگی. || صاف و مستقیم نبودن. کج و معوج بودن. ناهمواری.(ص مرکب) صافی نشده. ناصاف. رجوع به ناصاف شود.
کلمات همقافیه با «ناصافی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر