معنی ناصاف
5 بازدید
(ص مرکب) آنچه صاف نباشد. (از آنندراج). کدر. (ناظم الاطباء). غیرزلال. تصفیه ناشده. آلوده. - آب ناصاف؛ آب آلوده. آب تصفیه نشده. آب غیرزلال. || ناهموار. (ناظم الاطباء). ناراست. غیرمستقیم. که صاف و یکنواخت نیست. || آنچه پاک نباشد. (از آنندراج). چرکین. (ناظم الاطباء). ناپاک.
کلمات همقافیه با «ناصاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر