معنی ناصالح
7 بازدید
[ لِ ] (ص مرکب) نادرستکار. متقلب. مزور. غیرامین. || بی صلاحیت. ناشایسته. ناسزاوار. که شایستگی و صلاحیت ندارد. مقابل صالح. رجوع به صالح شود.
کلمات همقافیه با «ناصالح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر