معنی ناسزاوار آمدن
4 بازدید
[ سَ مَ دَ ] (مص مرکب) ناپسند بودن. ناپسند آمدن. ناخوش آمدن : گرت خوی من آمد ناسزاوار تو خوی نیک خویش از دست مگذار. سعدی.
کلمات همقافیه با «ناسزاوار آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر