معنی ناسالخورده
5 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) جوان. اندک سال. که سالخورده نیست. مقابل سالخورده. رجوع به ناسالخورد و سالخورده شود.
کلمات همقافیه با «ناسالخورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر