معنی ناسازی
6 بازدید
(حامص مرکب) از: ناساز +ی، اسم معنی، حاصل مصدر. (حاشیه برهان قاطع چ معین). مخالفت کردن. (برهان قاطع) (آنندراج). مخالفت. عدم موافقت. (ناظم الاطباء). مخالفت. (انجمن آرا). دشمنی. ناسازگاری. کج روی. ستیزه خوئی : گردون ستیزه کار دیدی که چه کرد ناسازی روزگار دیدی که چه کرد. مشتاق اصفهانی. || تناقض. || بی ادبی. گستاخی. || بهانه گیری. (ناظم الاطباء). || بی اصولی. خارج مبحث بودن. (برهان قاطع) (آنندراج). بی اصولی. بی آهنگی. (ناظم الاطباء). || بدوضعی. (برهان قاطع) (آنندراج). || تزویر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناسازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر