معنی نادری سمرقندی

معنی نادری سمرقندی

[ دِ یِ سَ مَ قَ ] (اِخ) از شاعران قرن دهم است. مردی خوش طبع و عاشق مزاج بود و به عشق دلبری نظام نام مراحل زندگی پیمود و قصیده ای که به نامش انشاء نمود مطلعش این است: من دلشکسته گویم صفت نظام نامی که نداشت بی وصالش دل ناتوان نظامی. آخر از ناسازی دوران در وطن بجان آمد و در عهد همایون پادشاه به هندوستان آمده به رتبهٔ تقرب پادشاهی رسید. در سال ۹۶۶ هـ . ق. در هندوستان وفات کرد. از اشعار اوست: وه چه خرام است قد یار را بنده شوم آن قد و رفتار را. * سر کویت که عمری بودم آنجا به عمر خود کجا آسودم آنجا؟ چه پرسی: نادری چونی در آن کو؟ گهی ناخوش گهی خشنودم آنجا. * گرد یاقوت لب لعلت عجب خطی دمید هیچکس در دور یاقوت اینچنین خطی ندید.

کلمات هم‌قافیه با «نادری سمرقندی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید