معنی ناداری
(حامص مرکب) افلاس. فقر. تنگدستی. پریشان حالی. بی بضاعتی. تهیدستی. گدائی. (ناظم الاطباء). بی چیزی. نیاز. نیازمندی. محتاجی. صفت نادار.
کلمات همقافیه با «ناداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر