معنی نادار
(نف مرکب) مفلس. محتاج. (آنندراج). مفلس. مقروض. پریشانحال. گدا. بی نوا. تهیدست. فقیر. مسکین. آن که دارای مال و دولت نباشد. (ناظم الاطباء). فقیر. بی نوا. (فرهنگ نظام). ارزانی. ندار. مقابل دارا. || زمین دار و کشاورز فقیر و بی بضاعت. (ناظم الاطباء).(اِخ) فلیکس تورناشون. نقاش و ادیب فرانسوی که به سال ۱۸۲۰م. در پاریس متولد شده و در سال ۱۹۱۰ در همان شهر از دنیا رفت.
کلمات همقافیه با «نادار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر