معنی ناخدائی
4 بازدید
[ خُ ] (حامص مرکب) عمل ناخدا. ملاحت. ملاحی. کشتی بانی. || جور. جفا: مکن با یار یکدل بیوفائی که کس با کس نکرد این ناخدائی.نظامی.
کلمات همقافیه با «ناخدائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر