معنی ناخداترس
5 بازدید
[ خُ تَ ] (ص مرکب) آن که از خدا نترسد. (آنندراج). کسی که از خدا نمی ترسد. (ناظم الاطباء). غیرمتقی. ناپرهیزگار. که پرهیزگار و خدا ترس نیست : ترسم از قهر ناخداترسان زآن سبب در خدا گریخته ام.خاقانی. خدا ترس را سازگار است بخت بود ناخداترس را کار سخت.نظامی. شه شنیدم که داشت دستوری ناخداترس و از خدا دوری.نظامی. طلب کردم از پیش و پس چوب و سنگ که ای ناخداترس بی نام و ننگ.سعدی. سیاهان براندند کشتی چو دود که آن ناخدا ناخداترس بود.سعدی.
کلمات همقافیه با «ناخداترس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر