معنی ناخدا

معنی ناخدا

5 بازدید
[ خُ ] (اِ مرکب) صاحب و خداوند ناو که کنایه از کشتی و جهاز است. (برهان قاطع). خداوند کشتی و جهاز. (ناظم الاطباء). خداوند کشتی را گویند و آن در اصل ناو خدای است. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری). خداوند و مالک کشتی. (از فرهنگ نظام). || مجازاً رانندهٔ کشتی. (فرهنگ نظام). و ملاح و فرماندهٔ کشتی. کشتیبان. ناخفراه. (ناظم الاطباء). رئیس ملاحان در یک کشتی. ملاح. کشتیبان. کشتی کش. بزرگ کشتی. ربان. مهتر ملاحان : سیاهان براندند کشتی چو دود که آن ناخدا ناخداترس بود.سعدی. کشتی شکستگان را هر موج ناخدائی است. صائب. ناخدا را خضر راهی نیست جز انجم امید کرد اشک آخر به کویش رهنمایی ها مرا. امید همدانی. مائیم که در بحر فنائیم همه در کشتی عمر ناخدائیم همه.حیاتی کاشی. بتا دیشب در آن کشتی که بردی بر «مدا» ما را نمیدانم خدا می بردمان یا ناخدا ما را. عشقی (دیوان ص ۲۶۱). کشتی شکست و مردم کشتی فنا شدند ای ناخدا جواب خدا را چه میدهی.؟ - امثال: خدا کشتی آنجا که خواهد برد وگر ناخدا جامه بر تن درد. در کشتی نشستن و با ناخدا جنگیدن. ما خدا داریم ما را ناخدا در کار نیست.
[ خُ ] (ص مرکب) بی دین. ملحد. دهری. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «ناخدا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید