معنی ناحیة
6 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) کرانه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). کرانهٔ ملک و طرفی از ولایت. (آنندراج) (غیاث اللغات). کناره و گوشهٔ زمین. (شمس اللغات). کرانه و سوی. (دهار). شطر. جهت. طرف. کوره. (منتهی الارب). سوی. (مهذب الاسماء). سامان. حوزه. جانب. دیار.
کلمات همقافیه با «ناحیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر