معنی ناحی
6 بازدید
(ع ص) خمیده. مایل شده. (ناظم الاطباء). || قصدکننده و گرداننده. (شمس اللغات). || ناحٍ. نحوی. عالم به علم نحو. ج، نُحاة.
کلمات همقافیه با «ناحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر