معنی ناتمامعیار
6 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) صفت زر و سیم مغشوش و ناسره. که عیارش تمام نیست : به سوق صیرفیان در حکیم را آن به که بر محک نزند سیم ناتمام عیار.سعدی.
کلمات همقافیه با «ناتمامعیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر