معنی نابهره
7 بازدید
[ بَ رَ / رِ ] (ص مرکب) نبهره. زر قلب ناسره. (برهان) (انجمن آرا) (جهانگیری) (فرهنگ نظام). ناسره و نبهره. کاسد. نارایج. (شعوری). نبهرج معرب آن است. (انجمن آرا) (آنندراج). زر ناپاک. ناروا. || بزرگ. عظیم. (برهان) (شعوری) (غیاث اللغات) (جهانگیری) (نظام). چیز عظیم و بزرگ. (انجمن آرا) (آنندراج). سترگ : که واویلا عجب کاریم افتاد به سر نابهره دیواریم افتاد.جامی. || فرومایه. (غیاث). دون. (نظام) (جهانگیری) (شعوری). خسیس. (برهان). || پوشیده. پنهان. (برهان).
کلمات همقافیه با «نابهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر