معنی نابهنجار
3 بازدید
[ بِ هَ ] (ص مرکب) بی قاعده. بی نظم و ترتیب. (آنندراج). که هنجار ندارد. که بهنجار نیست. ناموزون. ناهماهنگ. نامتناسب. مقابل بهنجار. رجوع به بهنجار شود.
کلمات همقافیه با «نابهنجار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر