معنی نابهرمند
5 بازدید
[ بَ مَ ] (ص مرکب) بی بهره. بی نصیب. محروم. که بهره مند نیست. که برخوردار نیست : نظامی که در گنجه شد شهربند مبادا از اسلام نابهرمند.نظامی. رجوع به نابهره مند شود.
کلمات همقافیه با «نابهرمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر