معنی ناباکدار
5 بازدید
(نف مرکب) خلیع العذار. (دستوراللغهٔ ادیب نطنزی). ناباک. بی پروا. نترس. دلیر. جسور: چنین داد پاسخ ورا کرگسار که ای نامور مرد ناباکدار.فردوسی. سرخ چهره کافرانی مستحل ناباکدار زین گروهی دوزخی ناپاکزاده سندره. غواص.
کلمات همقافیه با «ناباکدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر