معنی ناباک
5 بازدید
(ص مرکب) بی باک. بی ترس. بی پروا. دلیر. (ناظم الاطباء). متهور. جسور. بی واهمه. نترس. بی بیم. بی احتیاط: دلش تیزتر گشت و ناباک شد گشاده زبان سوی ضحاک شد.فردوسی. دوات و قلم خواست ناباک زن به آرام بنشست بارای زن.فردوسی. چو آواز بشنید ناباک زن به خفتان رومی بپوشید تن.فردوسی. و لشکر از اتراک ناباک که نه پاک دانند و نه ناپاک. (جهانگشای جوینی ج ۱ ص ۷۶). کو دشمنِ شوخ چشمِ ناباک تا عیبِ مرا به من نماید؟ (گلستان چ یوسفی، ص ۱۳۱).
کلمات همقافیه با «ناباک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر