معنی ناباک

معنی ناباک

5 بازدید
(ص مرکب) بی باک. بی ترس. بی پروا. دلیر. (ناظم الاطباء). متهور. جسور. بی واهمه. نترس. بی بیم. بی احتیاط: دلش تیزتر گشت و ناباک شد گشاده زبان سوی ضحاک شد.فردوسی. دوات و قلم خواست ناباک زن به آرام بنشست بارای زن.فردوسی. چو آواز بشنید ناباک زن به خفتان رومی بپوشید تن.فردوسی. و لشکر از اتراک ناباک که نه پاک دانند و نه ناپاک. (جهانگشای جوینی ج ۱ ص ۷۶). کو دشمنِ شوخ چشمِ ناباک تا عیبِ مرا به من نماید؟ (گلستان چ یوسفی، ص ۱۳۱).

کلمات هم‌قافیه با «ناباک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید