معنی نااستحقاق
5 بازدید
[ اِ تِ ] (اِ مرکب) مقابل استحقاق. ناروا. به ظلم. به ستم : بر خود واجب ساخت و این دعوت را اجابت کرد و چنان پادشاهی که از خانهٔ قدیم خویش به نااستحقاق ازعاج کرده بود بر نصرت دادن. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۸).
کلمات همقافیه با «نااستحقاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر