معنی نااستادی
5 بازدید
[ اُ ] (حامص مرکب) ناشی گری. عدم مهارت. نادانستگی. بی وقوفی. صاحب منتهی الارب آرد: وَرِهَ وَرهَاً؛ نااستادی کرد در کار. توره فی عمله؛ نادانستگی و نااستادی کرد در کار خویش.
کلمات همقافیه با «نااستادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر