معنی نااستدن
6 بازدید
[ اِ تَ دَ ] (مص منفی) مقابل استاندن. نگرفتن. || ناایستاندن. || ناایستادن. نااستادن. توقف نکردن. برپا نماندن. رجوع به ایستادن و استادن و استاندن شود.
کلمات همقافیه با «نااستدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر